مثل ماری درون خودم چمبره زده ام، انگار که می خواهم خودم را بغل کنم اما دستی ندارم، می خواهم دلم را دلداری بدهم اما دلی ندارم، می خواهم به فردا امید داشته باشم اما امیدی ندارم، می خواهم از حال لذت ببرم اما حالی ندارم، نمی دانم چه مرگم شده، فقط خوب می دانم که خسته ام. به اندازه ی سی سال مقایسه آنچه ک
برچسب:
نویسنده: آرشان میرزاده
تاريخ: يکشنبه
4 ارديبهشت
1401 ساعت: 1:05